ما منتظريم از سفر برگردي يک روز شبيه رهگذر برگردي
با کاسه آب و مجمري از اسپند ما آمدهايم پشت در برگردي
وقتي سر شب که رفتنت را ديديم گفتيم نميشود سحر برگردي
ما منتظر توايم آقا نکند يک جمعه غروب بي خبر برگرد
من گوشهنشين کوچه برگشتم اي کاش که از همين گذر برگردي
پرواز نميکنيم از اينجا بايد در فصل نبود بال و پر برگردي
وقتش نرسيده است اي مرد ظهور با سيصد و سيزده نفر برگردي
« لطیفیان »
تولد حضرت مهدی (عج) بر تمام عاشقان مبارک باد
در اين مقال به مفهوم انتظار، ابعاد و آثار عقيده به ظهور را از منظر مقام معظم رهبري، آيةالله خامنهاي بررسي مينماييم.
مفهوم
انتظار «فرج» ... يعني، انتظار حاکميت قرآن و اسلام. شما به آنچه فعلا جهان در آن قرار دارد، قانع نيستيد. حتي به همين پيشرفتي هم که با انقلاب اسلامي به دست آورديد، قانع نيستيد. ميخواهيد باز هم به حاکميت قرآن و اسلام، نزديکتر بشويد. اين انتظار «فرج» است. انتظار فرج، يعني، انتظار گشايش از کار انسانيت .
امروز کار انسانيت، در گرههاي سخت، پيچيده و گره خورده است .
...، امروز فرهنگ مادي، به زور به انسانها تحميل شده است؛ اين يک گره است. امروز در سطح دنيا، تبعيض انسانها را ميآزارد؛ اين گره بزرگي است.
امروز کار ذهنيت غلط مردم دنيا را به آن جا رسانده است که فرياد عدالتخواه يک ملت انقلابي، در ميان عربدههاي مستانه قدرت گرايان و قدرتمندان گم ميشود؛ اين يک گره است.
امروز مستضعفان آفريقا و آمريکاي لاتين، ميليونها انسان گرسنه آسيا و آسياي دور، ميليونها انسان رنگين پوستي که از ستم تبعيض نژادي رنج ميبرند؛ چشم اميدشان به يک فريادرس و نجات بخش است و قدرتهاي بزرگ نميگذارند، نداي اين نجاتبخش به گوش آنها برسد؛ اين يک گره است.
فرج؛ يعني، باز شدن اين گرهها. ديد را وسيع کنيم؛ به داخل خانه خودمان و زندگي معمولي خودمان محدود نشويم. در سطح دنيا «انسانيت» فرج ميطلبد؛ اما راه «فرج» را نميداند. شما ملت انقلابي مسلمان، بايد با حرکت منظم خود در تداوم انقلاب اسلامي، به فرج جهاني انسانيت نزديک بشويد و شما بايد به سوي ظهور مهدي موعود(عج) و انقلاب نهايي اسلامي بشريت - که سطح عالم را خواهد گرفت و همه اين گرهها را باز خواهد کرد - قدم به قدم، خودتان نزديک بشويد و بشريت را نزديک کنيد. انتظار «فرج» اين است. (1)
ادامه مطلب...
از همه جا خبر می رسه که برای آمدن روز تولدت همه خوشحالند و پایکوبی می کنند اما...اما تولد شما کجا و ظهورتان کجا...
باز هم ماه از تمام شب های سال زیباتر شده و تا ۳ شب دیگر به زیباترین حد خود می رسد تا آمدن یوسف فاطمه را نوید دهد تا بگوید که زیباروی بسیار فراتر از او در راه است ولی... ولی چرا ما او را نمی بینیم.آیا فقط اینکه هرسال کوچه ها و خیابانها رو آذین بندی کنیم او می آید...
آیا انتظار کشیدن به زیبا شدن ظاهری است به گفتن اللهم عجل لولیک الفرج است یا به گفتن یا مهدی ادرکنی نه هیچ کدام ما باید درون قلبمان را برای او آراسته کنیم باید ایمانمان را در انتظارش آراسته کنیم ما باید زندگیمان را عوض کنیم البته همه اینها در صورتی است که عاشقتان باشیم مگه نه اینکه افرادی هستند که شما را انکار می کنند مگه نه افرادی هستند که برای سیاست در پناه شما هستند و مگه نه افرادی که برای به مسخره گرفتن شیعیان به شما توهین می کنند
خدایا ... خدایا نمی دونم چرا امروز حالی دیگر دارم نمی دونم شاید یکی از اون نظراتی را که خواندم مرا اینطور ناراحت و عصبانی کرد نظری که در این وبلاگ توسط یک بیننده درج شده بود که اینچنین بی مهبا به شما توهین کرد و من حتی تصمیم گرفتم تا این وبلاگ نویسی را متوقف کنم اما بعد از آن دیدم نه این افراد واقعا کمند در این جامعه شیعه وقتی ادامه دادم فهمیدم تمام جوانان به شما علاقه مندند و با نظرات خود مرا ترغیب به این کار ارزشمند کردند و من امروز دست تمام دوستانی که مرا در بهتر شدن این نوشته ها یاری کردند میبوسم تمام دوستانی که به من افتخار دادند و به من یاری رساندند...
برای روزی که متولد شد می گویم که جهان ندید دیگر کسی مانند او اگر چه هنوز نمی بیینند همه او را و برای روزی که خواهد آمد نیز می گویم که می بینند همه کسی را که منتظرش بوده اند و کسی که جمالش عیسی را مسلمان می کند و کسی که عدالت واقعی نه عدالتی که ما از آن چیزی نمیبینیم در این جهان پر از جنگ و نابرابری را گسترش میدهد
پس به رسم ادب فقط میگویم تولدت مبارک مهدی جان
در انتظار شما که همانا چهاردهمین ماه تابان معصوم هستید
يكي از مصاديق بارز تجربه ديني در فرهنگ شيعي ، ديدارو ملاقات امام مهدي ع در عصر غيبت به گونه هاي متفاوت است ، گاهي به صورت رؤيا ، مكاشفه و شهود مي باشد و گاه به صورت ديدار جسماني و حضوري . اين نكته مسلم است كه بنا به دلايل علمي و دلايل تاريخي امكان و وقوع ديدارآن حضرت قابل تحقق است ، زيرا موجود جسماني كه در ميان مردم زندگي مي كند ، قابل ديدن است و امكان اين امر وجود دارد و دليل وقوعي بر مسئله اينكه در طول تاريخ شيعه افراد زيادي توفيق ديدار آن حضرت را پيدا نموده اند كه آن موارد آنقدر زياد مي باشد كه مسئله مذكور را به حد شهرت و يقين رسانده است و احتمال دروغ و ساختگي بودن در تمام اين موارد امري نا ممكن و دور از ذهن است .
البته قابل توجه است كه با پذيرش امكان ديدار آن حضرت بايد به اين پرسش پرداخته شود كه با اثبات اين امر چه نتايجي حاصل مي شود و چه اموري اثبات مي گردد ، آيا مي خواهيم با اثبات ملاقات آن حضرت به حقانيت و اثبات و جود آن حضرت پي ببريم ؟ يا مي خواهيم با اين امر حقانيت مذهب خاصي را اثبات كنيم ؟ ويا اينكه ديدار آن حضرت صرفاً به عنوان يك تجربه عميق ديني تلقي مي شود كه مومنان از آن لذت مي برند و آن تجربه ها ، آنان را با خداوند و عناصر ديني پيوند مي زند ؟ در اينجا براي تبيين پرسش هاي مذكور بايد به بررسي احتمالات گوناگون مسئله بپرداريم :
1- ديدار و ملاقات جسماني امام مهدي ع يكي از تجربه هاي خصوصي و دلنشين مومنان است . مومنان امامان خويش را واسطه فيض الهي مي دانند كه واسطه ميان زمين و آسمان هستند . آنان حقايق ناب الهي را براي مومنان تفسير مي كنند و مفسران حقيقي و رسمي دين هستند. بديهي است ، ديدار چنين انسان ملكوتي و شايسته كه شاهكار خلقت است از ديدار هر دانشمند و انسان بزرگي ، لذت بخش تر و جذاب تر است و گاهي دليل بر توجه و ظهور خاص امام نسبت به شخص ملاقات كننده است . از اينرو ، اين نوع تجربه ديني صرفاً يك نوع تجربه فردي و خصوصي است و دليلي بر امور ديگر نيست . و ما براي اثبات حقانيت دين و يا اثبات يك مذهب خاص مي توانيم از راههاي استدلالي و تاريخي كمك بگيريم .
ادامه مطلب...
بهطور كلى ارتباط روحى با هريك از معصومانعليهم السلام نيازمند مقدماتى است كه با تحقق آنها مىتوانيم به آن دست يافت. بهعنوان مثال، براى ديدن امام عصرعليه السلام در عالم رؤيا و خواب، دستورالعمل هايى در كتابهاى دعا ذكر شده است كه با انجام آن دستورات مىتوان در عالم رؤيا به محضر امام عصر ارواحنا فداه شرفياب شد؛ همچنين در ارتباط روحى نيز بايد با انجام اعمالى كه موجب حصول اين ارتباط مىشود، خود را آمادهى اين نوع ارتباط كرد.
حال اين سؤال پيش مىآيد كه مقدمات بهوجود آمدن ارتباط روحى چيست؟ چه مقدماتى را بايد انجام داد تا به اين مهم دست يافت؟ بديهى است هر شخصى كه بخواهد با خداى تعالى و معصومانعليهم السلام مرتبط شود، بايد قبل از هر چيزى نفس خود را تهذيب كرده، روح خويش را از غير خدا منقطع نمايد؛ هر چه اين انقطاع براى او بيشتر حاصل شود، اتصالش با عالم ملكوت بيشتر خواهد شد، به عبارت ديگر وقتى شخص خود را از تمام زخارف دنيوى و مادى، و از تمام مخلوقات غير از معصومانعليهم السلام منقطع كرد و به كمال انقطاع رسيد، اينجا است كه آن ارتباط روحى مورد بحث تحقق پيدا خواهد كرد و شخص منقطع خود را متصل و مرتبط با خداى تعالى و معصومانعليهم السلام خواهد ديد.
حضرت علىعليه السلام در اين باره مىفرمايند:
الوصلة باللّه فى الانقطاع عن الناس ؛ متصل شدن به خداى تعالى، در منقطع شدن از مردم است.
يا در فرازى ديگر مىفرمايند:
لنتتصل بالخالق حتى تنقطع عنالخلق (مخلوق) ؛ هرگز متصل و مرتبط با خداى تعالى و خالق خود نخواهى شد مگر با منقطع شدن از خلق او (مخلوقش).(1)
پس اگر ما اميدى جز او نداشته و فقط دست توسل به سوى او دراز كنيم و او را مؤثر در تمام امور بدانيم، آن زمان است كه داراى ارتباط روحى با او شده و با اين ارتباط روحى به وصال خواهيم رسيد.
در اصول كافى به نقل از حفص بن غياث آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود: اگر يكى از شما مىخواهد هر چه را كه از پروردگارش درخواست مىكند خدا به او عطا كند، بايد از مردم مأيوس شود، و اميدى جز خداى تعالى نداشته باشد ؛ هنگامى كه خداى تعالى اين را از دل سائل بداند، هر چه او بخواهد، به او عطا مىكند.(2)
و به قول شاعر:
گر خواهى گيرى دامن دوست
برو دامن از هر چه غير اوست، درچين(3)
انواع انقطاع
الف - انقطاع موقتى (لحظهاى) و ويژگىهاى آن
اين نوع انقطاع به صورت غيردائم است و بيشتر در حالتها، مكانها و زمانهايى خاص بهوجود مىآيد و باعث ارتباط شخص با امام عصر و ساير معصومانعليهم السلام مىشود. اگر به اشخاصى كه به آنها انقطاع موقت دست داده و لحظهاى با معصومان عليهم السلام ارتباط روحى برقرار كرده و مورد لطف مادى و معنوى قرار گرفتهاند، رجوع كنيم و از چگونگى ارتباط آنها سؤال نماييم؛ بدون استثنا جواب خواهند داد كه در يك جو معنوى و در يك لحظه، تمام تعلقات دنيوى و اميدها را از غير خداى تعالى برداشته و صرفاً متوجهى خداى تعالى و يا امامعليه السلام شدهاند و مورد عنايت و توجهات خاص آنها قرار گرفتهاند؛ شايد اين نوع انقطاع و ارتباط بارها براى افراد مختلف اتفاق افتاده است و حتى خود بارها به چشم ديدهايم.
ادامه مطلب...
توفیق زیادت كربلا و نجف نصیبش شده بود و خوشحال بود. چند روزى در كربلا ماند و پس از آن عازم نجف اشرف، مرقد نورانى و مطهر اولین امام شیعیان، حضرت على (علیه السلام) شد. تصمیم داشت چند روز در نجف بماند. پس از خواندن زیارت نامه، نشسته و به ضریح حضرت چشم دوخته. او با مولاى خود درد دل كرد و از غم هایش گفت و یاد مظلومیت على (علیه السلام) افتاد كه چطور 25 سال او را خانه نشین كردند و همسرش را در برابر او كتك زدند و به شهادت رساندند.
پس از زیارت، تصمیم گرفت سرى به خانه دوست قدیمى اش - كه به بحرالعلوم شهرت یافته بود - بزند. به راه افتاد و پرسان پرسان منزل او را یافت. عده زیادى آن جا بودند و جلسه اى علمى برقرار بود. گوشه اى نشست و به پرسش و پاسخ ها گوش داد. علامه بحرالعلوم با چنان مهارتى به سوالات پاسخ مى گفت كه راه اما و اگر را مى بست. جلسه كه پایان یافت، به جز سه نفر همه رفتند. میرزاى قمى از گوشه مجلس برخاست و خود را به دوست صمیمى سال هاى گذشته اش رساند. علامه بحرالعلوم از دیدن او شگفت زده شد. برخاست و او را در آغوش گرفت و گفت:
ادامه مطلب...



امام صادق عليه السلام مى فرمود: دنيا پايان نيابد تا آنكه مردى از فرزندان من بيرون آيد كه طبق حكومت آل داود حكم كند، گواه نخواهد و حق هر كس را باو عطا كند. اصول كافى جلد 2 صفحه 248
حماد بن عثمان گويد: در محضر امام صادق عليه السلام بودم كه مردى بآنحضرت عرضكرد اصلحك الله ، شما فرمودى كه على بن ابيطالب عليه السلام لباس زبر و خشن در بر ميكرد و پيراهن چهار درهمى ميپوشيد و مانند اينها، در صورتى كه بر تن شما لباس نو مى بينيم ، حضرت باو فرمود: همانا على ابن ابيطالب عليه السلام آن لباسها را در زمانى مى پوشيد كه بد نما نبود، و اگر آن لباس را اين زمان مى پوشيد به بدى انگشت نما مى شد، پس بهترين لباس هر زمان ، لباس مردم آنزمانست ، ولى قائم ما اهلبيت عليهم السلام زمانيكه قيام كند، همان جامه على عليه السلام را پوشيده و بروش على عليه السلام رفتار كند. (زيرا آنحضرت هم حكمفرامائى و زمامدارى كند و وظيفه امام عليه السلام در زمان حكومتش اينستكه خود را در رديف مردم فقير آورد). اصول كافى جلد 2 صفحه 274
عمر بن زاهر گويد: مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد كه بامام قائم بعنوان اميرالمؤ منان سلام مى كنند؟ فرمود: نه ، آن نام را خدا مخصوص اميرالمؤ منين (على بن ابيطالب ) عليه السلام نموده ، پيش از او كسى بدان نام ، ناميده نشده و بعد از او هم جز كافر آن نام را بر خود نبندد. عرضكردم : قربانت پس چگونه بر او سلام كنند؟ فرمود: مى گويند: السلام عليك يا بقية الله ! سپس اين آيه را قرائت فرمود: ((اگر مؤ من هستيد بقية اللّه براى شما بهتر است 86 سوره 11 )). اصول كافى جلد 2 صفحه 275
حضرت امام باقر (ع) فرمود : چون قائم ما قیام کند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد ، پس عقولشانرا جمع کند ( تا پیروی هوس نکنند و با یکدیگر اختلاف نورزند ) و در نتیجه خردشان کامل شود ( متانت و خودنگهداریشان کامل شود ) اصول کافی جلد 1 صفحه 29
شناخت حضرت مهدی (عج) در پرتو آیات قرآن
شخصی از حضرت رسول (ص) پرسید : در قرآن مجید چه آیه ای در باب حضرت مهدی (عج) نازل شده است ؟ حضرت عرض کردند : در سوره بقره آیه 1 : ( الم ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب ) مقصود از ایمان به غیب ایمان به حضرت مهدی (عج) و غیبت او. کمال الدین و تمام النعمة جلد 1 صفحه 95
امام صادق (ع) : درباره معنی آیه 1 سوره بقره (( الم ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب )) از امام صادق (ع) سوال شد : امام (ع) فرمود : متقین شیعیان حضرت علی (ع) هستند و غیب همان امام غائب است و گواهش فرموده خدا در سوره یونس آیه 20 (( می گویند چرا نازل نمیشود بر او نشانه ای از پروردگارش )) بگو همانا غیبت از آن خداست در انتظار باشید من هم با شما از منتظرانم ، خدا خبر داده که نشانه همان غیب است و غیب هم همان حجت است و تصدیق آن گفته خدای عزوجل است در سوره مومنون آیه 50 (( و گرداندیم فرزند مریم و مادرش را نشانه یعنی حجت )). کمال الدین و تمام النعمة جلد 1 صفحه 95
ادامه مطلب...
در مکتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كمرنگ میباشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است. زیارات بسیاری، از سوی معصومین علیهم السلام به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت میشوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز مینماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران میپردازیم. مثلاً جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام میباشد و سفارش بسیار شده كه در حرمهای مطهر ائمه اطهار علیهم السلام با این دعا ایشان را زیارت بنماییم. و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی رحمة الله علیه ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بیسواد نیست. یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .
ادامه مطلب...
این گفتوگو با عنوان فرعى «فیلمسازان آمریكایى، مهدویت را نشانه گرفتهاند» به چاپ رسیده است . جهان امروز جهان تصویر است و مساله آیندهنگرى (فیوچریسم) در دهههاى گذشته براى غرب بسیار مطرح بوده است. آیندهنگرى در غرب، ریشه در روش علم تجربى، نگرشهاى سیاسى و اندیشههاى مذهبى دارد . آمریكا با نشان دادن آینده تاریك و خونین بشر در فیلمهاى خود، سعى دارد خود را منجى آینده بشریت معرفى كند . مساله مهدویتبراى غرب پس از انقلاب اسلامى ایران مطرح شد .
جهان امروز، جهان تصویر است و عمدهترین مصداق این تصویر، سینماست . پستمن در كتاب زندگى در عیش، مردن در خوشى سه دوره یا سه سپهر را براى انتقال معلومات ذكر مىكند: دوره انتقال معلومات به وسیله زبان، دوره مكتوب و بالاخره دوره تصویر (سینمایى و تلویزیونى) .
امروز نه تنها قدرتها از عنصر تصویر بالاترین استفاده را مىكنند، بلكه ذهنیت مخاطبها هم چنین قدرت و جایگاه پذیرشى را دارد . ما در شبانهروز بین 78 تا 79 درصد اطلاعات دریافتى را از چشممان به دست مىآوریم . طبق تحقیقاتى كه طى 10 تا 15 سال گذشته صورت گرفته، انسان با نیمكره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودى مىكند و این اطلاعات، بزرگترین و عمیقترین تاثیرات را روى شخصیت انسان مىگذارد . بنابراین، تصویر، كارآمدترین عامل نه تنها براى انتقال معلومات، بلكه براى تاثیرگذارى روى شخصیت و روان افراد است .
تنها تمدنى كه منجى و موعودش یك موجود زنده عینى است، شیعه است . تمدنهاى دیگر، منجىشان را قاب كردهاند، زدهاند به سینه آسمان
ادامه مطلب...
اختلاف در سند، تناقض در متن و نیز ریشههای تاریخی و روانی شکلگیری این داستان، از جمله مواردی بود که در قسمتهای پیشین بدان پرداخته شد. جزیره خضراء، جزیرهای خوش آب و هوا در دریای مدیترانه است و در اقیانوس اطلس نیز جزیرهای به نام مثلث برمودا وجود دارد كه خوش آب و هوایی و البته به خاطر وضعیت خاص جوّی كه بر آن منطقه حاكم است اتفاقات خاصی در آن منطقه روی میدهد كه آن را به گونهای به جزیره خضراء ربط میدهند. حال آیا هیچ ارتباطی بین این دو جزیره وجود دارد؟ و در نتیجه ارتباطی بین اتفاقات رخ داده در مثلث برمودا و امام عصر (عج) وجود دارد؟ برای روشن شدن بحث به توضیحات بیشتری در مورد مثلث برمودا میپردازیم.
مثلث برمودا
در جنوب غربی ایالات متحده آمریکا، منطقهای وجود دارد که به مثلث برمودا معروف است . رسانههای غربی، با افسانهسازیهای جهتدار درباره آن، خواستهاند این منطقه را، منطقهای مرموز و پر خطر قلمداد کنند .
در این مقاله ضمن بررسی این موضوع، تطبیق نا به جای آن بر «جزیره خضراء» مورد نقد و ارزیابی قرار خواهد گرفت .
موقعیت جغرافیایی برمودا « Bermuda »
در مقابل ایالتهای جورجیا، کارولینا و فلوریدای آمریکا، جزایری به نام «برمودا» وجود دارد . در جنوب این جزایر، جزایر باهاما، پرتوریکو، دومینیکن، هائیتی، جامائیکا و کوبا قرار دارد .
جزایر «برمودا»، با 4/54 کیلومتر در 934 کیلومتری شرق سواحل آمریکا قرار دارد و متشکل از 150 جزیره مرجانی است که فقط بیست مورد آن قابل سکونت است. جمعیت آن حدود، 650000 هزار نفر و نژاد مردم آن سیاه، سفید و دو رگه است. اکثر مردم آن جا پروتستان هستند و هامیلتون مرکز آن میباشد .
«برمودا» از قدیمیترین مستعمرات انگلستان است .
ادامه مطلب...
وجود امام معصومعلیهالسلام سر چشمه فایدهها وبركات فراوانى است كه به حضور او اختصاص ندارد. از جمله مىتوان دو فایده زیر را برشمرد:
-
الف) با دلایل فراوانى ثابت شده كه امامعلیهالسلام فردِ كامل انسانیت و حلقه اتصال عالم ظاهر و باطن است. اگر امام نباشد، رشته عالم ماده و معنا گسسته مىگردد. قلب پاك امام معصومعلیهالسلام تجلى گاه انوار الهى است. عنایتهاى غیبى در آغاز بر آیینه قلب ملكوتى امام مىتابد و به واسطه او به سایر موجودات مىرسد؛ به عبارت دیگر، حجت الهى در زمین، واسطه در گرفتن و رساندن عنایتها و بركتهایى است كه دیگران استعداد و زمینه دریافت مستقیم و بىواسطه آن را ندارند. امامعلیهالسلام روح آفرینش و جان جهان شمرده مىشود و ارتباط و انسجام اجزا و اعضاى نظام هستى به وجودِ او وابسته است. اگر امامعلیهالسلام نباشد، خداوند - چنان كه شایسته است - شناخته و عبادت نمىگردد و روشن است كه در وجود این آثار بین حضور و غیبت امامعلیهالسلام تفاوتى نیست.
وظیفه امامعلیهالسلام تنها بیان ظاهرى معارف و راهنمایى صورى مردم نیست. امام ولایت و رهبرى باطنى اعمال را نیز بر عهده دارد و حیات معنوى مردم را تنظیم مىكند و حقایق اعمال آنان را به سوى خدا حركت و جهت مىدهد. بدیهى است كه حضور و غیبت جسمانى امامعلیهالسلام در این مورد تأثیرى ندارد و امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم احاطه و اتصال دارد. وجود امام همواره لازم است، هرچند هنگام ظهور و اصلاح جهانىاش نرسیده باشد.
ادامه مطلب...
دلیل دعا كردن براىسلامتىامام عصر چیست؟ در حالىكه خداىمنان اراده دارد ایشان زنده و سلامت بمانند، آیا اصلا امكان دارد آن وجود مبارك دچار كسالت شوند؟
دعا از هر حیث مخصوصاً براىسلامتىامام زمان علیه السلام آثار و بركات فراوانى دارد كه برخى عبارتند از:
-
دعا نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است.
اگر چه دوستىتمام ائمه معصومینعلیهمالسلام بخشىاز ایمان و شرط قبولىاعمال است، در عین حال دعا كردن در حق امام زمان علیه السلام موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مىگردد.
-
دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتواىپیمان با آن حضرت را دین دارى، شریعت محورىو تصمیم قلبىبر اطاعت امر امامعلیهالسلام و یارىرساندن او با نثار جان و مال تشكیل مىدهد.
تجدید بیعت با آن حضرت علیهالسلام كارى است كه بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایىكه مربوط به وجود مبارك امام عصر علیه السلام است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود.
دعاىشریف «اللهم بلغ مولاىصاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین...» و نیز «دعاىعهد» شاهدى براىاین سخن است.
ادامه مطلب...
در قسمت نخست، روايت جزيره خضراء، از نظر سند و اشكالاتي كه بر آن وارد بود مطرح گرديد. و نيز داستان از نظر متن و محتوا مورد بررسي قرار گرفت. در اين قسمت، داستان ياد شده از نظر تاريخي و موقعيت جغرافيايي مورد بررسي قرار خواهد گرفت تا حقايق بيشتري درباره آن داستان بر همگان آشکار گردد.
موقعيت تاريخي داستان
1- سال 699 ه. ق
نقل کننده اين داستان، مدعي است که در اين سال، خبر را از شخصي شنيده و سپس براي اطمينان، به نزد «علي بن فاضل» رفته تا خود بدون واسطه، خبر را از او بشنود.
فرض ميکنيم که واقعاً، اين ملاقات انجام شده باشد و «فضل بن علي»، «علي بن فاضل» را ملاقات کرده باشد. بر اين اساس، بايد سفر «علي بن فاضل» به اندلس، در حدود دهههاي پاياني قرن ششم ه. ق صورت پذيرفته باشد چرا که واقعه مذکور در زمان تحصيل «علي بن فاضل» بوده و علي القاعده با گذشت سالهايي، اين واقعه را براي ديگران نقل کرده است.
ادامه مطلب...
تاریخ جهان اسلام و عقاید و افکاری که در بستر آن ظهور و بروز کرده، اقیانوسی متلاطم و بیکران و عرصهای بسیار گسترده است . حرکت در امواج متلاطم و بعضاً ظلمانی این اقیانوس، نیازمند وسیلهای مطمئن و راهنمایی، دریادیده است. در غیر این صورت، در شب تاریک دریا و امواج سهمگین آن، نمیتوان راهی به ساحل نجات یافت .
عقاید، اخبار و احادیثی که در بستر این فرهنگ نیازمند بررسی و نقد هستند، کم نیستند. فقهای اسلام از عصر غیبت تاکنون سعی بر حراست اخبار و احادیث از نفوذ خطاها، تحریفها و انحرافات داشتهاند. اگر زحمات آن بزرگواران نبود، سرنوشت اسلام و تشیع دستخوش مخاطرات عظیم فکری میگشت و راه کشف حقیقت بر همگان مسدود میشد .
از جمله داستانهایی که تحت تاثیر حوادث زمان خود شکل گرفته و پس از مقداری تحریف، تطبیقی بیجا در مورد آن صورت گرفته، و در برخی مجامع روایی شیعه نفوذ کرده است، داستانی به نام «جزیرهی خضراء» است. از آن جا که در دو دههی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بیاطلاع از تاریخ، این داستان منتشر شده و به علاوه، در تکلفی ناشیانه، آن را بر "مثلث برمودا" تطبیق کردهاند، لازم شد در اطراف این واقعه، کنکاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود. (1)
قاضی نورالله در مجالس المؤمنین ادعا کرده که شهید ثانی در برخی از امالی خود، این داستان را ذکر کرده است، ولی ایشان هیچ مدرکی در این باره به دست نمیدهد. علاوه بر این که علامه مجلسی همه آثار شهید را در اختیار داشته است.
ادامه مطلب...


شهادت امام موسی کاظم بر تمام شیعیان آن امام بزرگوار تسلیت باد

چگونگی تسخیر جهان با یاران كم
چگونه ممكن است مردم دنیا تسلیم یك جمعیت اندك شوند و از عادات و اخلاق و برنامهها و سنن خود دست بردارند؟
طبق روایات وقتی حضرت صاحب الامر علیهالسلام ظاهر میشوند، نخست سیصد و سیزده نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مكه حاضر میگردند و وقتی عده اصحاب و اجتماع كنندگان به ده هزار نفر رسید از مكه خارج میشوند.
غلبه آن حضرت و حكومت جهانی اسلام، ممكن است بطور معجزه انجام یابد و ممكن است با فراهم شدن اسباب ظاهری باشد و ممكن است به هر دو نوع واقع شود، چنانكه پیشرفت و غلبه پیغمبر اكرم صلیاللهعلیهوآله به هر دو نوع بود.
ادامه مطلب...
براى بیان کردن فرهنگ انتظار باید مؤلفه هاى انتظار بیان گردد; زیرا در پرتو بیان مؤلفه ها و ویژگى هاى فرهنگ انتظار، مى توان به فرهنگ انتظار پى برد از اینرو ضرورت نکات اصولى که فرهنگ انتظار برآن استوار است بیان گردد:
1. در تفکر شیعى، انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلم اعتقادى مطرح است و در بسیارى از روایات بر ضرورت انتظار قائم(عج) تصریح شده است که به عنوان مثال روایات زیرا را بیان مى کنیم:
امام صادق(علیه السلام) به اصحاب خود فرمودند:
آیا شما را خبر ندهم به آنچه خداى صاحب و عزت و جلال، هیچ عملى را جز به آن سه از بندگان نمى پذیرد؟ گفتم چرا. فرمود: گواهى دادن به این که هیچ شایسته ى پرستش جز خداوند نیست و این که محمد(صلى الله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست، و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده و ولایت ما و بى زارى از دشمنانمان و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزگارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(عج).(1)
شیخ صدوق نیز از عبدالعظیم حسنى روایت مى کند که:
«روزى بر آقایم محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن ابى طالب علیهم السلام وارد شدم و مى خواستم که درباره ى قائم(عج) از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدى، است؟ حضرت خود سخن را آغاز کرد و فرمود: اى ابوالقاسم! به درستى که قائم از ماست و اوست مهدى که واجب است در (زمان) غیبتش انتظار کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او، سومین امام از فرزندان من است».(2)
ادامه مطلب...
